کت و شلوار قهوه اي پوشيده بود با يک بلوز کرمي. ته ريش داشت، 40 ساله و مرد موقري به نظر مي رسيد. روي صندلي روبرويي نشسته بود که اگر مي خواست، خوب مي توانست همه خانم ها را که در صندلي هاي عقب اتوبوس نشسته بودند، ديد بزند. از اول که وارد شدم، مدام داشت عقب اتوبوس را نگاه م